یازده ماهگی
واما اینکه اردیبهشت رو چطور گذروندم ...
اول از همه بگم که یاد گرفتم از حالت خوابیده به نشسته و از حالت نشسته به ایستاده تغییر وضعیت بدم . اونم تنها و بدون کمک ! شاید بگید چطوره که تازه داری این کارو میکنی ؟ ولی باید خدمتتون عرض کنم چون مدل حرکت کردن من فرق داشت و چهار دست و پا نرفتم ، بقیه کارهامم تحت تأ ثیر قرار گرفت . سعی میکنم در اولین فرصت یه فیلم از این سرسره بازیم براتون بذارم ( خیلی با حاله ) . خلاصه جدیداً وقتی از خواب بیدار میشم ، سر پا می ایستم و شروع می کنم به سخنرانی تا یکی بیاد منو از تختم در بیاره .


از وقتی هم که یکی از اسباب بازی هام به اسم ببعی بهم معرفی شده ، دیگه به همه اسباب بازیها و عروسک هام میگم " بَبِ " . سرعت رانندگیم با روروئک هم خیلی زیاد شده ، جریمه نشم خوبه !! الآن عکس منو پشت رُل ببینید ...

دیدین چه ژستی گرفتم !!
یه کار جدیدم اینکه وقتی کسی رو خیلی دوست دارم و سر شوخی رو باهاش باز می کنم حسابی نیشگونش می گیرم ، مخصوصاً مامان بزرگم و بابام ، البته دختر عمم " بینا " هم از دست من در امان نبود ...



یازده ماهگی
