شانزده ماهگی
سلام به همه دوستان گلم که همیشه لطف می کنن و به من سر میزنن . به علت وقت نداشتن کاتب وبلاگ ( مامان خانوم ! ) ، پست این ماه رو مختصر و مفید می نویسیم ...

این عکس رو بابام تو قلعله ازم گرفته . مدل موهام هم اختراعیِ بابامه !

عکس زیر پشت فرمان ماشین و در حال رانندگی از بنده گرفته شده ( البته این رو بگم که ماشین در حالت توقفه و مثلاَ دارم رانندگی می کنم ، مگر نه بابای من هیچ وقت از این کارهای خطرناک نمی کنه که من رو در حال رانندگی بغل کنه . ) . از هر فرصتی هم استفاده می کنم تا بپرم سر جای بابام و ادای رانندگی کردن رو در بیارم...

جدیدا خیلی علاقه دارم ادای مِنو مِنو ( گربه ) رو در بیارم ، برای همین چهار دست و پا راه میفتم و بقیه رو هم دعوت به این کار می کنم ، وقتی هم که یه جماعتی دنبالم میو میو کنان راه افتاد ، یه دفعه وسط کار خودم بلند میشم و میرم پی کارم !!!
اگه وقت پیدا کنم بازم میام و ادامه پست رو می نویسم . فعلاَ خداحافظ
.
.
اندر ادامه :
چند وقتیه علاقه زیادی به چوب شور پیدا کردم و هر وقت مامانم می پرسه چی بخوریم میگم " دوب دور "! مامانم هم از این موضوع استفاده می کنه و هر وقت تو ماشین خسته می شم با یکی دوتا چوب شور سرم رو گرم می کنه تا به مقصد برسیم !!
موقع غذا خوردن هم مامانم باید اول به نی نی و violet و عروسکهای انگشتی و عموی تو تلویزیون غذا بده تا من هم یه قاشق میل کنم خلاصه غذا خوردن ما یه پروژه ی یه ساعته است !!




شانزده ماهگی
