هورادهوراد، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

کوچولوهای شیرین

ali

بهمن 93

1393/12/6 7:55
نویسنده : مهرسا و هوراد
319 بازدید
اشتراک گذاری

مهرسا :

واما بهمن ماه ...

کماکان به مهد کودک و البته به نظر خودم مدرسه میرم . مامانم از پیشرفتم تو مقش هام   خیلی راضیه و البته از انگلیسی حرف زدنم

دهم بهمن تولد هانا  دوست مهدم بود که توی قصر بازی بود و همراه با بقیه ی دوستهام کلی خوش گذروندیم .

 

 

روز 21 بهمن هم به تولد تارا دعوت شدم اگرچه به خاطر هوراد زود برگشتیم ولی خیلی خوب بود .

یکی دوباره که پنجشنبه ها پارسا با مامانش میان خونه ی ما تا من و پارسا با هم بازی کنیم . بار اول بیشتر به خمیرمجسمه بازی و لگوسازی گذشت ولی بار دوم تب داشتم وهمه اش بهونه گرفتم .

روز 25 بهمن هم برای یه مناسبت عالی با اقوام دور هم جمع شدیم ...

 

 

هوراد :

 

 

 

اول از همه بگم که یاد گرفتم به صورت حرفه ای غلت بزنم و تا منو روی زمین میذارن  روی شکم برمیگردم و چون خیلی زود هم خسته میشم ، چند روزی کار مامانم زیر و رو کردن من بود

 

 

 

 

غذای کمکی رو هم با خوردن لعاب برنج شروع کردم . سیب خیلی دوست دارم ولی انقدرا مثل خواهرم به خوردن غذا علاقه نشون نمیدم مخصوصاً فرنی که اصلاً دوست ندارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)