هجده ماهگی
خلاصه مدتیه که لنگ لنگان راه میرم ، دیشب هم یه کم تب داشتم که با خوردن قطره استامینوفن خوب شد...
و اما مهرسا در ماهی که گذشت :

مهرسای جدی ...


مهرسا در حال ماهیگیری...

مهرسا در حال خوردن ماهی !

به جوجه ها علاقه زیادی دارم و به همشون میگم حنایی . عاشق حموم رفتنم و تا ببینم کسی رفته حموم ، شروع می کنم به درآوردن لباسام و خیلی مؤدبانه میرم پشت در و در میزنم تا من رو هم ببرن ، البته موقع در زدن خودم صداش رو هم در میارم و میگم " تق تق " بعدش هم جواب میدم که " کیه کیه " " مادرتون " غگا " ( یعنی غذا آوردم براتون / برگرفته از داستان شنگول و منگول ) " دستام هپیده " ( دستام سفیده ) و ...
تاب تاب عباسی هم خیلی دوست دارم و میگم : " تاب تاب ادابی خدا من ننتادی "

وزن من در یک سال و نیمگی kg 10.8
قد من در یک سال و نیمگی 86 cm
12 تا هم دندون دارم !!



هجده ماهگی
