2y+8m
مهرسا و ریش و سبیل پشمکی ...
پنجشنبه 10 بهمن 1392 : امشب به طور ناگهانی موقع شام خوردن متوجه شدم یه زخم خیلی کوچولو روی انگشت شست پامه ، چشمتون روز بد نبینه یک ننه من غریبم بازی درآوردم که نگو ... تا یک ساعت بعد نشسته بودم نگاش میکردم و با ناله میگفتم : " انگشت پام سوراخ شده ... انگشت پام سوراخ شده ..."
جمعه 11 بهمن 1392 : امروز بعد از ظهر رفتیم منزل مامان بزرگ و بابابزرگ (مامان بزرگ و بابابزرگ مامانم ) ، مهنا هم اونجا بود و کلی باهم قایم باشک بازی کردیم البته چون من هنوز درست و حسابی با قوانین بازی آشنایی نداشتم ، معمولاً جاهای تکراری و تابلو رو برای قایم شدن انتخاب می کردم ولی در کل خیلی بهم خوش گذشت و وقتی برگشتم خونه به مامانم گفتم " مهنا بهترین دوست منه "
پنجشنبه 17 بهمن 1392 : امروز به مامانم گفتم دوست دارم بال داشته باشم و پرواز کنم ! هر روز هم دم غروب که میشه میگم میخوام برم خونه مامانی ( مامان بابام ) بعدش هم میگم من دختر بزرگی شدم و خودم از پله ها میرم ، اونجا هم کلی هنرنمایی میکنم طوری که صدای پریدن و دویدنم رو مامان و بابام از پایین میشنون . خلاصه بعد از یکی دو ساعت میگم : " جایزه من رو بدین میخوام برم !! " . جایزه ام هم معمولاً کیک و پاستیل و این جور چیزهاست .
یکشنبه 20 بهمن 1392 : مامانی رفته کیش ، من هم هر روز زنگ میزنم احوالش رو میپرسم ، دیروز مامانی ازم پرسید چی میخوای از کیش برات بیارم من هم یه کم فکر کردم و گفتم : " ماستمون تموم شده ... برام ماست بیار !! "
چهارشنبه 23 بهمن 1392 : یکی از علایق جدیدم جعبه ابزار بابامه روزی چند بار میرم سراغش و هرچی توشه خالی میکنم تقریباً اسم همه ی ابزار رو هم یاد گرفتم خلاصه جایی نیست که پا بذاریم و پیچ و مهره زیر پامون نره ! یکی دیگه از چیزهای مورد علاقه ام هم چسب نواریه که خدا نکنه به دستم بیفته ... در و دیوار رو به هم می چسبونم !
پنجشنبه 24 بهمن 1392 : امروز به مامانم گفتم من رو ببر پیش " آقای سوراخ " گوشم رو سوراخ کنه !!
شنبه 26 بهمن 1392 : میخواستم با مامانم عروسک بازی کنم ، عروسکم رو دادم بهش و گفتم : " شما بشو باباش من هم میشم پدرش !! "
پنجشنبه 1 اسفند 1392 : امروز منزل خاله فروغ مهمون بودیم ، خیلی زحمت کشیده بود و خیلی هم خوش گذشت . از همه بیشتر تو مهمونی با حنانه جون دوست شده بودم و کلی باهاش بازی کردم ، تازه انگشتر کیتی اش رو داد به من که متأسفانه همونجا گم شد .
به ترتیب از راست : مهرسا ، محمد پارسا ، یاسمن ، امیر محمد



2y+8m
